ازدواج تحمیلی

این محتوا را به اشتراک بگذارید

در پیدایی ازدواج اجباری عواملی همچون : عوامل فرهنگی ( نگرشها و باورها- آداب و رسوم ) ، عوامل اقتصادی ،عوامل روانشناختی ،عوامل اجتماعی (ساخت های پدرسالارانه – منزلت اجتماعی) نقش دارند.

ازدواج هایی که به طور ناخواسته بر فرد تحمیل می شود، به دو دسته تقسیم می شوند:

اول: ازدواج تحمیلی به شیوه مستقیم که در این فرآیند یکی از اعضای خانواده به طور معمول برادر یا پدر دختر را وادار به پذیرش ازدواج با مردی می کنند که دختر به زندگی مشترک با او راضی نیست، غالباً انگیزه های اقتصادی یا سیاسی در این نوع ازدواج ها موثر بوده است.

دوم: ازدواج اجباری که به شیوة غیرمستقیم بر فرد تحمیل می شود. این گونه ازدواج ها زیرفشار ساخت اجتماعی بر دختران جوان تحمیل می شود. درعصرحاضر، ازدواج های تحمیلی به شیوه غیرمستقیم شیوع زیادی یافته است و شاید به همین جهت است که دکتر مصطفی اقلیما رئیس انجمن مددکاری ایران اظهار داشته است که 95 درصد ازدواج ها در فرهنگ ما اجباری است.

علل و عواملی که به شیوه مستقیم درازدواج تحمیلی  نقش دارند

در پیدایی ازدواج اجباری به شیوه مستقیم عواملی همچون : عوامل فرهنگی ( نگرشها و باورها- آداب و رسوم ) ، عوامل اقتصادی ،عوامل روانشناختی ،عوامل اجتماعی (ساخت های پدرسالارانه – منزلت اجتماعی) نقش دارند.

علل و عوامل ازدواج های ناخواسته (شیوه غیر مستقیم(

 وجود شرایط سخت فردی، خانوادگی و اجتماعی موجب می شود تا برخی دختران ناخواسته تن به ازدواج دهند، حتی گاه ازدواج های ناخواسته با فردی انجام می شود که موقعیت مناسبی برای ازدواج ندارد، به طور نمونه دارای فاصله سنی زیاد است، دارای سابقه ازدواج است، در شرایط فعلی دارای زن و فرزند است، یا آنکه در حال متارکة همسرش می باشد و این شرایط از سوی دختر پذیرفته شده نیست اما، شرایط خاصی فرد را به انتخاب نادرست، ناخواسته، تحمیلی و ناخوشایند می کشد، به گونه ای که موجب ایجاد عقده های روانی، نارضایتی زناشوئی و سرافکندگی اجتماعی و بروز اختلالات رفتاری در حوزه خانواده و اجتماع می شود. علل این انتخاب های ناخواسته را در سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی به اجمال بررسی می کنیم.

 

علل فردی

ترس از فقدان خواستگار در آینده

برای بسیاری از دختران فرصت، شانس و احتمال انتخاب شدن، بعد از سپری شدن زمان مناسب ازدواج، در هاله ای از ابهام است و آنها را به انتخاب گزینه هایی مجبور می سازد که چندان رضایتی نیز به ازدواج با آن فرد ندارند.

ترس از عملکرد نادرست خواستگار

گاه برخی از خواستگارانی که اصرار زیادی به ازدواج با فرد خاصی دارند، در هنگام مواجه شدن با پاسخ منفی دختر، او را تهدید به انجام اعمال خطرناک، هتک حرمت و نیز انجام اقداماتی علیه حیثیت و آبروی دختر می نماید، در برخی موارد چنین تهدیدات و اقداماتی منجر به پذیرش ازدواج از سوی دختر می شود، در حالی که هیچ تمایل و علاقه قلبی به وی ندارد.

ترس از افزایش سن و کاهش فرصت ازدواج

در شرایطی که جوانی و چهرة زیبا مهمترین ملاک انتخاب دختر می باشد (البته جوانگرایی در تمام دنیا وجود دارد) ترس از دست دادن زیبایی و جذابیت، ورود به سنین بالاتر و کاهش فرصت انتخاب و احتمال عدم ازدواج بر افکار فرد سایه می افکند و احساس ناامنی در وی به وجود می آورد. این شرایط فرد را به سوی گزینش ناخواسته سوق می دهد.

رهایی از تنهایی و اضطراب

گاهی برخی افراد به این دلیل ازدواج می کنند که از تنهایی و اضطراب می ترسند، اکثر انسان ها نمی توانند تنهایی را تحمل کنند و افسرده و پریشان می شوند، به همین دلیل تصمیم به ازدواج می گیرند. این انگیزه گاه در جهت منفی چنان شدت می گیرد که فرد دست به انتخابی تعجیلی می زند.

لجبازی با خواستگاران قبلی

گاهی دختر با عدم تأیید خواستگاری خاص مواجه می گردد، یا آنکه فردی اظهار علاقه ظاهری می کند، ولی خواستگاری نمی نماید؛ در این حال احتمال اینکه دختر سریع و شتاب زده با فردی دیگر ازدواج کند، بسیار زیاد است، زیرا او با خود می اندیشید که از این طریق بتواند نشان دهد که برای ازدواج هیچ مشکلی نداشته و افراد بسیاری بوده اند که خواستار ازدواج با وی بوده اند. در حالی که این ازدواج ناخواسته، می تواند فرد را تا آخر عمر با مشکلات خاص خود مواجه نماید و زندگی او را تباه سازد.

اصرار خواستگار

در برخی شرایط خواستگاران، دختر را تحت فشار روحی و اصرار و ابرام قرار می دهند. این امر معمولاً قدرت تحقیق، تفکر و تحلیل را سلب می کند و او را ناخواسته به سوی پاسخ مثبت و ازدواج ناخواسته می کشاند.

رهایی از سوالات اطرافیان

معمولاً در مجامع عمومی، مهمانی های جمعی یا فامیلی، از دختر سؤال می شود که آیا ازدواج کرده ای یا نه؟ چرا؟! ... در حالی که اغلب افراد می دانند که خواستگاری و ازدواج، توسط پسران انجام می دهند، ولی چنین سؤالاتی می تواند موجب اضطراب و ناراحتی دختر شود و شرایط را بر وی تنگ نماید، تا حدی که تصمیم بگیرد خواستگاری را که تمایل چندانی به وی ندارد، انتخاب کند.

 فقدان خواستگاران متعدد

ازدواج ناخواستة برخی دختران به جهت فقدان خواستگاران مناسب است، لذا در این شرایط، دختری که خود را مقید به انجام خواستگاری از سوی پسر می نماید، مجبور است که منتظر بماند تا فردی او را مورد پسند قرار دهد، حتی اگر رغبتی به وی ندارد، ازدواج کند.

فرار از تحصیل

در برخی خانواده که بیش از حد به تحصیل اهمیت می دهند، حتی تحصیلات را جهت پرستیژ خانوادگی ضروری می دانند، والدین اصرار بر ادامه تحصیل دخترشان دارند، در حالی که دختر علاقه ای به تحصیل ندارد و ازدواج را مفری برای رهایی از فشارهای خانواده برای ادامه تحصیل می شمارد، لذا تلاش می کند با ازدواج، ترک تحصیل نماید.

ترحم و دستگیری از خواستگار

زناشوئی را نباید به منظور دستگیری و ترحم به فردی انجام داد، حس ترحم تا چه مدت می تواند سبب تسکین نیازمندی های دیگر حیات زناشوئی باشد. این انگیزة نادرست در واقع به طور غیر مستقیم قدرت انتخاب فرد را تحت الشعاع قرار می دهد.

پیروی از لذات نفسانی

هرچند برخی دختران می اندیشند ازدواج با فردی که عاشق او می باشد، در واقع اوج خوشبختی و سعادت است، اما در یک تحلیل دیگر می توان بیان داشت از آنجا که عشق، قدرت درک و تصمیم گیری عاقلانه را سلب می کند، نوعی ازدواج کورکورانه، ناخواسته، دور از دقت کافی است. در این شرایط فرد تسلیم لذات پوچ شده و سر به قهرمان دل می سپارد. اغلب چنین ازدواج هایی ناپایدار است.

 

علل خانوادگی

رهایی از شرایط نامناسب خانة پدری

دختران، در برخی خانواده ها، با احساس سربار بودن، تحمیل فشارهای اقتصادی بر خانواده و حس سرافکندگی مواجه هستند. این احساس که در شرایطی مانند برخوردهای کلامی و اعتراضات مستقیم پدر یا سایر اعضای خانواده (تنی یا ناتنی) اوج می گیرد، می تواند فرد را به این تصمیم نادرست سوق دهد که ازدواج تنها راه رهایی از این مشکلات است، لذا باوجود عدم علاقمندی به فرد مقابل، فقط به جهت ناخشنودی از رفتارها و مناسبات اعضای خانواده، ناخواسته تن به ازدواج با فردی می دهد که شرایط مناسبی ندارد.

رهایی از امر و نهی های خانواده و کسب استقلال

هرچقدر که دختر مجرد در خانه پدری، با امر و نهی های والدین بیشتر مواجه باشد، احساس می نماید که برای انجام امور خود فاقد استقلال و آزادی نظر و عمل است، لذا احساس فشار و تنگنای بیشتری می کند و تلاش می نماید تا از این فضا خارج شود. در این شرایط ازدواج در نظر او می تواند مفری محسوب شود. در اغلب موارد این موضوع، فرد را به انتخاب نادرست و ناخواسته سوق می دهد.

رها ساختن والدین از اضطراب

اغلب والدین از تأخیر ازدواج فرزندان خود به ویژه دختران، احساس اضطراب و نگرانی می کنند، حتی خود را در عدم انجام آن گناهکار و مقصر می شمارند. در این شرایط برخی دختران، ازدواج ناخواسته را می پذیرند تا فرد را به دست بازی سرنوشت بسپارند.

مشکلات و نیازهای اقتصادی خانواده

در خانواده های با درآمد اندک و پایین که تعداد فرزندان بسیار است، ازدواج دختر می تواند هزینه های زندگی را به مقدار مخارج وی کاهش دهد و تا حدی به اقتصاد خانواده کمک نماید. هرچند تهیه جهیزیه تا مدتی هزینه زندگی را برای والدین افزایش می دهد.

نفوذ و فشارهای والدین

برخی مواقع یکی از دلایل ازدواج افراد، فشار هنجارهای اجتماعی است. تقریباً در همه طبقات و اقشار جامعه، ازدواج تأیید می شود. همین موضوع کسانی را که خیال می کنند به یکدیگر علاقمند هستند با شتاب و عجله به ازدواج وا می دارد.

نفوذ و فشار والدین به فرزندان، می تواند آنها را به سوی ازدواج های زودهنگام و دور از احتیاط سوق دهد. در برخی موارد والدین با استفاده از نفوذ خود، اصرار بر انجام ازدواج با فرد خاصی دارند. فشار والدین و جامعه بر افراد برای تطبیق با الگوهای بهنجار می تواند کسانی را که تن به ازدواج نمی دهند، به سوی همسرگزینی و ازدواج ناخواسته سوق دهد. در اغلب موارد به سختی می توان خانواده ها را از مضطرب نمودن فرزندان در ازدواج بازداشت.

رفع کدورت فامیلی

در برخی موارد، ازدواج هایی انجام می شود تا موجب مصالحه و رفع کدورت اقوام و فامیل با یکدیگر شود. در این شرایط، زندگی یک فرد به طور ناخواسته دستخوش آرزوهای دیگران می شود.

 

علل اجتماعی

رهایی از تحقیرهای اجتماعی

از آنجا که نقش مادری و همسری زن از سوی اجتماع مورد تأیید است، لذا هرگونه سستی یا عدم موفقیت و ناکامی در دستیابی به چنین موقعیتی، برچسب ها و استهزاهای اجتماعی را به دنبال دارد.

ورود به دنیای بزرگسالی و کسب احترام

درجوامعی که تجرد به مفهوم غوطه ور بودن در عالم کودکی، ناپختگی و بی تجربگی است و دختر مجرد در موارد مختلف احساس می نماید که نظر، عقیده و تصمیم گیری وی به جهت عدم تأهل از سوی دیگران پذیرفته نمی شود، سعی خواهد نمود که برای کسب احترام و منزلت اجتماعی ازدواج نماید، هر چند که فرد مقابل شرایط مناسبی نداشته باشد.

رهایی از قضاوت های نادرست اجتماعی

تقریباً در تمام طبقات و اقشار جامعه ازدواج مورد تأیید است. لذا جامعه کسانی را که ازدواج نکنند (چه خود نخواهند و چه موردی برای ازدواج نیابند) به عنوان افرادی می شناسد که از پذیرش مسئولیت زندگی زناشوئی طفره می روند و در برابر ازدواج مقاومت می کنند یا از بار وظایف اجتماعی شانه خالی می کنند،... (گاه بیان می شود که زن مجرد هم از لحاظ وظایف اجتماعی و هم از لحاظ خودکفایی و استقلال شکست خورده است...)چنین قضاوت هایی می تواند فشارهایی را بر فرد وارد سازد و او را مجبور نماید که ناخواسته به ازدواجی تحمیلی تن در دهد.

رهایی از برچسب های اطرافیان

در برخی فرهنگ ها، تجرد دختران به مفهوم عدول از رعایت مسائل اخلاقی تلقی می شود و اغلب این تصور که اگر دختر ازدواج نکند، غریزه جنسی او را رها نخواهد کرد، در اذهان وجود دارد. این تفکر و قضاوت در مورد رفت و آمدها و اخلاقیات دختر، با برچسب های اخلاقی و بروز رفتارهای اغواگرانه برخی مردان همراه است و دختر را در فشارهایی قرار می دهد که برای رهایی از آن شرایط، با فردی که هیچ تمایلی به وی ندارد، ازدواج می کند.

کسب جاه و مقام و تغییر موقعیت طبقاتی

امروزه برخی از افراد ازدواج می کنند تا در اثر آن به تحول، جاه، مقام و موقعیت بالای طبقاتی دست یابند. در واقع ازدواج را پل ترقی خود به مراتب بالای اجتماعی می دانند و علیرغم آنکه تمایل و علاقه ای به فرد مقابل ندارند، فقط به حسب موقعیت بالاتر فرد مقابل ازدواج می کنند.

 

پیامدهای ازدواج های تحمیلی

به اعتقاد روانشناسان، ازدواج می بایست بر پایه اخلاق، عشق، محبت و درک متقابل دو انسان شکل گیرد تا بتواند جوانه های امید و خوشبختی را به همراه آورد.

اکراه در همسرگزینی، این پیوند مقدس را به صورت یک کابوس وحشتناک درمی آورد و زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی زنان را با آسیب های جدی مواجه می سازد. شاید درک تمام زوایای پنهان و آشکار ازدواج های ناخواسته بسیار مشکل باشد، اما با این وصف، مطالعه شواهد تجربی برخی از این ناهنجاری ها، می تواند تا اندازه ای مشکلات و زیان های ناشی از ازدواج تحمیلی را به تصویر کشد.

 

آسیب های فردی

آسیب های جسمی

اولین عوارض منفی ازدواج های اجباری (به ویژه در سنین پایین) متوجه بدن و جسم زنان شده و بر سلامت جسمی آنان تأثیر بسیار منفی برجای می گذارد. کمترین عوارض جسمی ازدواج اجباری برای دختر بچه ها، بیماری های دستگاه باروری زنان، مرگ و میر دختران و کودکانشان، تولد کودکان نارس و عوارض ناشی از آن، عدم قدرت کافی دختران در نگهداری کودکان خود، سوء تغذیه کودک و مادر و ... است.

ازدواج اجباری، نه تنها عوارض خطرناکی بر دختران کم سن و سال دارد، برای دخترانی هم که در سن مناسب ازدواج، به اجبار و ناخواسته ازدواج کرده اند، مشکلات بسیاری را ایجاد می کند . 

دخترانی که در سنین پایین و به اجبار والدین خود روانه خانه همسر می شوند، علاوه بر حاملگی های ناخواسته و زودرس، در معرض عوارض جبران ناپذیر جسمی قرار می گیرند، زایمان و شیردهی هم به این عوارض منفی اضافه خواهد شد و تأثیرات ناگوار ازدواج تحمیلی را چندین برابر خواهد ساخت.

آسیب های روحی و روانی

اغلب دخترانی که با اجبار والدین راهی خانة شوهر شده اند، دچار اختلالات روحی و روانی می شوند و بهداشت روانی آنها به خطر می افتد، آنان به یکباره از کانون گرم خانواده جدا شده و سایه فردی را بر بالای سر خود می بینند که هیچ علاقه و رغبتی به او ندارند، به ویژه در صورتی که فاصله سنی محسوسی میان زن و شوهر وجود داشته باشد.

فقدان شبکه ارتباطی محبت آمیز میان زن و شوهر، خانواده را به کانون درگیری، کشمکش و تضاد تبدیل می کند و تفاهم را که سنگ زیرین بنیان خانواده است، ویران می نماید. زوجین با هر حرکت مشکوکی با برچسب سوء ظن، با همدیگر رفتار می کنند هرچند که در زیر یک سقف زندگی می کنند، در حالی که طلاق روانی و عاطفی میان آنها رخ داده است. در چنین اوضاع نابسامانی، زن، انزوا طلبی اختیار کرده و خود را سهیم و شریک زندگی نمی داند و تنها به دلیل شرایط اجتماعی، خانوادگی و فرهنگی به زندگی خانوادگی ادامه می دهد.

از دست دادن امید به زندگی، عدم وجود تصویر موفقیت آمیز برای زندگی خود و فرزندان، یکی دیگر از اختلالات عاطفی و روانی ازدواج های تحمیلی به شمار می رود، مجموعه این فشارهای روانی، ایجاد هرگونه ابتکار، طراوت و نشاط را در محیط خانه برای این افراد از بین می برد و خانه را برای آنان به زندانی با میله های روانی و نامرئی تبدیل می کند.

هنگامی که این زنان خود را با زنان دیگر مقایسه می نمایند، احساس ناکامی و حقارت می کنند، در این صورت، آگاهانه به ناتوانی و ناشایستگی خود پی برده و خود را در مقایسه با دیگران، پایین تر و درمانده تر از آنان احساس می کنند.

یکی از عوارض زیانبار ازدواج اجباری برای زنان بروز روحیه پرخاشگری است، این اندیشه که نتوانسته اند در پرتو زندگی مشترک به احساس خوشبختی و سعادت دست یابند، آنها را به سوی انتخاب پرخاشگری به عنوان وسیله و مکانیسم دفاعی سوق می دهد.

همچنین ازدواج اجباری معمولاً به نارضایتی فرد از حیات فردی و خانوادگی و نهایتاًُ به سوی انتخاب گزینه ای نامناسب، به نام خودکشی جهت رهایی و خلاصی از شرایط نامناسب زندگی سوق می دهد.

از سوی دیگر ازدواج اجباری دختران کم سن و سال در هنگام تحصیل، آنها را از اتمام مدرسه و فراگیری دروس آموزشی محروم کرده و از رشد و تعالی و درک صحیح زندگی باز می دارد. همین امر منجر به ضعف ادراک شرایط اجتماعی، جامعه پذیری ناقص، ناتوانی در کنش متقابل آنها با اعضای جامعه می شود و از سوی دیگر این دختران به جهت عدم اتمام تحصیلات، از انتخاب شغل مناسب و استقلال اقتصادی باز می مانند.

آنها در اثر نداشتن تحصیلات، درجامعه کنونی، از احراز منزلت و پایگاه اجتماعی مناسب محروم شده و در نظام روابط پیچیدة اجتماعی دچار عوارض ناخواسته می شوند.

آسیب های خانوادگی

بی تردید شرط موفقیت یک ازدواج، علاقه و تمایل قلبی (دختر و پسر) می باشد. اگر هر یک از آنها از ابتدا با ازدواجشان موافق نباشد، طبیعی است که نمی تواند همسر خوبی برای دیگری باشد.

زیان های ناشی از ازدواج تحمیلی به آسیب های فردی منحصر نمی شود و به کوچکترین نهاد اجتماعی یعنی خانواده، سرایت نموده و روابط عاطفی میان زوجین را با چالش های جدی مواجه می سازد.

سست شدن بنیان خانواده، طلاق و فرار از منزل، سوء ظن، نداشتن تفاهم میان زوجین، همسر آزاری و همسرکشی و وجود فرزندان بزهکار، ... از جمله پیامدهای ناگوار این نوع ازدواج ها محسوب می شود.

در واقع زندگی اجباری با فردی که هیچ علاقه ای به او وجود ندارد، بی تردید موجب نارضایتی از زندگی زناشوئی می شود. محققان در طی مطالعات خود دریافته اند همسرانی که با رضایت و شادمانی ازدواج کرده اند، نسبت به همسرانی که زندگی زناشوئی را با اکراه و اجبار و تحمیل آغاز کرده اند، به میزان کمتری از سخنان مخالف، تند و پرخاشگرانه استفاده می کنندو بیشتربه گردآوری اطلاعات درباره موضوع مورد اختلاف جهت رفع مشکل می پردازند.

شوهران دسته اول (خشنود از زندگی زناشویی) بیش از دیگر شوهران آشتی پذیرند، ولی شوهران دسته دوم (همسرانی که دارای مشکلاتی هستند و با اجبار ازدواج کرده اند( غالباً به ناسزاگویی پرداخته و توجهی به سخنان طرف مقابل ندارند.

 

برخی دیگر از آسیب های خانوادگی ناشی از ازدواج تحمیلی به قرار ذیل است:

فرار از خانه

فقدان امنیت در محیط خانه، تهدید های آزار دهنده و تعارض های کلامی، می تواند خانه را در نظر دختران و زنان همچون کابوس وحشتناکی درآورد که برای رهایی از آن باید به دنبال فرصت مناسب باشند. در این موقعیت، سلامت روانی در ساخت خانواده تضمین نشده و خانواده از کارکردهای اصلی خویش خارج می شود.

اجباردختران به رهایی از تحصیل و تحمیل ازدواج از سوی والدین، احتمال اقدام به فرار ازخانه را در آنان افزایش می دهد.

همسرکشی

همسرکشی پدیده بسیار خطرناکی است که در دوران حاضر در حال شیوع و گسترش می باشد، نتایج پژوهش ها نشان می دهد که همسرکشی عمدتاً در گروه سنی 18 تا 24 سال بوده و در تمامی طبقات اجتماعی اتفاق می افتد، مطابق آمار، بیشتر زنان مجرم، کم سواد یا بی سواد بوده اند و 80 درصد زنان همسرکش، خانه دار می باشند؛ این امر نشان می دهد که آنها فشار مضاعفی را تحمل کرده و با این کار از محرومیت هایی که در خانه و جامعه با آن مواجهند، انتقام می گیرند.

زنان در ازدواج های اجباری هزینه های فراوانی را برای رهایی از زندگی تحمیل شده به خود متقبل شده اند و بر این اساس در برخی موارد تنها راه رهایی از محرومیت و فشار و نابرابری را اقدام به قتل همسر خود یافته اند. در استان هایی که رسیدگی به دادخواهی زنان برای طلاق آسان تر بوده است، میزان همسرکشی نیز کاهش چشمگیری داشته است.

انحطاط اخلاقی

نارضایتی و برآورده نشدن نیازهای عاطفی و روحی زنان، زمینه و بستر مناسبی را برای فساد اخلاقی آنها و ناراحتی از زندگی زناشوئی مهیا می کند، زیرا آنان خوشبختی و آرامش روحی خود را در سایه مرد دیگری جستجو می کنند.

شواهد تجربی نشان می دهد در نظر نگرفتن علاقه دختران تا چه اندازه می تواند سرانجام یک خانواده را به تباهی کشانده و آنان را به بزهکاری و کجروی سوق دهد. از آنجا که این زنان معمولاً در سنین پایین و بدون شناخت فلسفة زندگی مشترک به ازدواج تحمیلی تن داده اند، به زودی از خانه گریخته و در خیابان پرسه می زنند و در خانه های فساد به خدمت گرفته می شوند.

کجرو شدن فرزندان

انسان در کانون خانواده جامعه پذیر شده و با ارزش ها، هنجارها و انتظارات دینی و اجتماعی آشنا می شود و با آنها انس می گیرد، البته سهم خانواده در فرآیند تربیت، نسبت به سایر عوامل مهم تر است.

پدر و مادری که در تعامل با یکدیگر دچار نوعی تناقض اخلاقی و رفتاری می شوند، در تربیت فرزندانی سالم و مطابق با هنجارهای دینی و عقلانی و اجتماعی ناکام می مانند.

مادری که از زندگی خود ناراضی است، در ایفای «نقش مادری و تربیتی» خود ناتوان می ماند و نمی تواند فرزندانی تربیت نماید که هنجارهای دینی و اجتماعی را پذیرفته باشند.

در ازدواج اجباری به دلیل این که زن از آرامش روحی لازم برخوردار نیست و نمی تواند در محیط خانواده نقش تربیتی خود را نسبت به فرزندان، به خوبی ایفا کند، کجرو شدن فرزندان دور از انتظار نخواهد بود.

طلاق

از پیامدهای بسیار ناگوار ازدواج تحمیلی، گسست بنیان خانواده است. متأسفانه بر اساس آمارهای ارائه شده، میزان پدیده طلاق ظرف 40 سال گذشته در جهان سه برابر افزایش یافته است، در ایران نیز از هر 1000 ازدواج، حداقل 174 مورد آن به طلاق می انجامد). روزنامه صدای عدالت، 22/7/1382) البته عوامل طلاق متعدد است، ولی بی تردید ازدواج زودهنگام و ناخواسته، احتمال وقوع طلاق را افزایش می دهد.

وادار کردن جوانان بدون توجه به آمادگی و علاقه آنها به ازدواج، می تواند پیامدهای ناخوشایند و جبران ناپذیری را در پی داشته باشد که از اثرات کوتاه مدت آن احساس عدم درک متقابل، عدم توانایی در تأمین هزینه های زندگی و ... است که در نهایت موجب نوعی احساس سرخوردگی می شود، به گونه ای که تحمل یکدیگر زیر یک سقف برای آنها مشکل بوده و جدایی، تنها راه رهایی خواهد بود. (روزنامه اطلاعات، 27/6/1382(

مطابق آمار در استان چهارمحال و بختیاری، ازدواج تحمیلی یکی از عوامل وقوع طلاق در این استان است. (مجله زن روز،4/8/1377) در کل کشور، ازدواج های اجباری، عامل 30 درصد از طلاق ها اعلام شده است. (روزنامه همشهری، 15/7/1380(

 

آسیب های اجتماعی

عدم ثبت نکاحی

معمولاً ازدواج های اجباری که در سنین پایین انجام می شود، در دفاتر رسمی ازدواج ثبت نمی شود و انگیزه ای برای آشکارسازی آن وجود ندارد، زیرا خانواده این دختران، به ویژه پدران، به غیر قانونی بودن اجبار در ازدواج دختر و نیز ازدواج در سنین پایین وقوف کافی دارند، لذا این اتفاق را پنهان می کنند. همین عامل موجب می شود که آمارهای مربوط به ازدواج در مرکز آمار کشور دچار اشکال شود و برنامه ریزی اجتماعی با مشکلات عدیده ای مواجه گردد.

 افزایش جرائم و شبه جرائم

تحمیل و اجبار در ازدواج که امری فردی، شخصی و وابسته به رضایت طرفین است، می تواند تعداد خانواده های آشفته و نابسامانی را افزایش دهد. جامعه ای که خانواده های آن فاقد آرامش و رضایت زناشوئی است؛ جامعه ای سالم و عادی از جرائم و آسیب های اجتماعی نخواهد بود.

راهکارهای مؤثر در کاهش ازدواج تحمیلی

مبارزه با پدیده ازدواج اجباری و تأکید بر حق طبیعی دختران در همسرگزینی، نیازمند اصلاحات وسیعی در ساختارهای اجتماعی و خانوادگی و اطلاع بخشی به زوج های جوان و اصلاح ضوابط و مقررات قانونی است. در این راستا راهکارهایی که می تواند در کاهش و حتی ریشه کنی چنین پدیده ای تأثیر داشته باشد، به شرح ذیل پیشنهاد می گردد:

1- برگزاری کارگاه های آموزش حقوق در زمینه ازدواج، مشاورة خانواده برای دختران و پسرانی که در آستانه ازدواج قرار دارند، زیرا زنانی که از حقوق خود در فرآیند همسرگزینی و تشکیل خانواده آگاهی داشته باشند با روشن بینی و استحکام بیشتری پا به عرصه زندگی جدید می گذارند. البته آموزش حقوق باید بر پایه اخلاق و دینداری ارائه شود تا دستاویزی برای افزایش تنش های خانوادگی و اختلالات عاطفی نشود.

2- ارتقاء آگاهی های خانواده درخصوص حقوق دختران و نیزتبعات ناگوار ناشی ازچنین پدیده ای در پیشگیری از ازدواج های تحمیلی مؤثر است. حکومت موظف است با بدعت ها و سنت هایی که مغایر دین، عقل و علم است (نظیر آداب و رسوم خرافی نظیر گاو به گاو، نهوه، هدیه و ...) مبارزه نماید.

نخبگان اجتماعی در این خصوص نقش مهمی بر عهده دارند، پیامبر گرامی اسلام (ص) در مورد مبارزه با بدعت ها می فرمایند: «اذا ظهر البدع فی امتی فلیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لغته الله» (کلینی، 1375: ج1، ص54) وقتی بدعت ها در میان امتم آشکار گردد، دانشمندان می بایست آگاهی و علم خود را به جامعه عرضه نمایند و هر کس چنین نکند نفرین خدا بر او باد.

3- تدوین قوانین مناسب جهت حمایت از زنانی که قربانی ازدواج تحمیلی قرار گرفته اند. در این راستا می بایست قوانین و مقرراتی را تدوین نمود که پدر بدون رضایت قلبی و تمایل دختر نتواند او را وادار به ازدواج نماید، در این مورد می توان برگه رضایت نامه مکتوب و مورد تأیید مراجع قانونی ضمیمه سند ازدواج گردد و تعزیرات حکومتی که در اختیار قاضی و حاکم شرع است، ابزار مناسبی برای کنترل این پدیده باشد. والدینی که فرزندان خود را به اجبار و عدم تمایل او وادار به ازدواج نمایند، باید مورد مجازات و کیفر قانونی قرار گیرند.

4- ضروری است از طریق آموزش و دانش افزایی والدین نسبت به روحیات جوانان، استقلال طلبی، احترام به انتخاب حق همسرگزینی دختران، از وقوع چنین شرایطی پیشگیری نمود.

همچنین می توان از طریق رسانه های جمعی و همایش های علمی و کارگاه های آموزشی به خانواده ها آموخت که برای استحکام و دوام یک ازدواج کامیاب، شناخت و صداقت شروط اجتناب ناپذیر هستند و اگر این دو شرط با دقت مورد عمل قرار گیرد، می توان از فریبکاری ها و حوادث تلخ و دردناک و جبران ناپذیر پیشگیری نمود.

در همین راستا طراحی نظام و سیستمی هماهنگ از خواست دوراندیشانه پدران و رضایتمندی دختران لازم است، زیرا از یک سو پدران و مادران بر اساس تجربه هایی که در زندگی کسب کرده اند و وسعت فکر و اندیشه خود، می توانند آینده را پیش بینی کنند و از سوی دیگر جوانان خواسته های دیگری دارند؛ تلفیق این دو شرایط ضروری است.

رفتار والدین در زمینة ازدواج اجباری دختر با فرهنگ خانواده، ارتباط و همبستگی ویژه ای دارد، خانواده هایی که از رشد فرهنگی بالایی برخوردارند، در زمان ازدواج فرزندان نقش مشاور و راهنما را بر عهده می گیرند و با ارشاد فرزندان خود تصمیم گیری نهایی را بر عهده خود آنها قرار می دهند و در برخی خانواده ها، والدین به جای فرزند تصمیم می گیرند، این امر گذشته از آنکه اخلاقاً نادرست است، از نظر حقوقی و قانونی نیز به درستی ازدواج لطمه می سازد.

 5-تعیین سن مناسب ازدواج یکی از اقدامات قانونی برای کاهش ازدواج های اجباری، تعیین سن مناسب برای ازدواج است، برخی روانشناسان سن 23 تا 29 سالگی را برای ازدواج پسران و سن 22 تا 24 سالگی را برای دختران پیشنهاد کرده اند  و برخی دیگر از صاحبنظران سن 18 سالگی را برای ازدواج توصیه می کنند. البته نکته اساسی این است که دختران و پسران در سنین مناسب که رشد فکری و بلوغ عقلانی یافته اند، ازدواج کنند و حق تصمیم گیری داشته باشند.

6- ضروری است با سردفتردارانی که چنین ازدواج هایی را ثبت می کنند یا افرادی که بدون هماهنگی با این دفاتر، به اجرای عقد ازدواج اقدام می کنند، برخورد قانونی مناسب انجام پذیرد.

7- کاهش هزینه های زندگی، مهار تورم، اشتغال زایی و بهبود ساختار اقتصادی جامعه و حمایت از خانواده های کم بضاعت که برای تأمین مخارج سنگین زندگی، دختران خود را برای ازدواج با افراد متمول مجبور می نمایند، جهت پیشگیری از این معضل اجتماعی کارساز خواهد بود.

8- گردآوری آمار دقیق از ازدواج های اجباری در کشور جهت برنامه ریزی و سیاستگذاری کلان بایدمدنظر قرار گیرد.

 

 

نظرات (0)

هیچ نظری در اینجا وجود ندارد

نظر خود را اضافه کنید.

  1. ارسال نظر بعنوان یک مهمان ثبت نام یا ورود به حساب کاربری خود.
پیوست ها (0 / 3)
مکان خود را به اشتراک بگذارید